خط داستانی
دونالد روز تعطیلی دارد و تنها چیزی که به آن فکر میکند گلف است تا اینکه به محض اینکه پا به بیرون میگذارد باران میبارد. او خشمش را بر سر خواهرزادههایش خالی میکند. وقتی که در حال غصه خوردن نشسته است، آنها با بازی کردن با وسواسهای او انتقام میگیرند.