خط داستانی
افسر ارتش امپراتوری روسیه، پترُف، عاشق سونیا، معلمی است که به انقلابیون پیوسته است. در زمان سرکوب، او به همراه برادرش به سیبری تبعید میشود. در آنجا، پترُف در حین انجام وظایف رسمیاش به طور مخفیانه رابطهشان را از سر میگیرد. وقتی بلشویکها دولت را سرنگون میکنند، سونیا آزاد میشود و به فرار پترُف کمک میکند، که به خاطر سلطنتطلب بودنش با یگور، رهبر انقلابیون، دشمنی پیدا میکند. آنها با هم از طریق دشتهای یخزده در یک سورتمه فرار میکنند، در حالی که توسط گرگها و یگور که از میهنپرستی به عنوان پوششی برای پنهان کردن آرزوهای شخصیاش استفاده کرده، تعقیب میشوند.