خط داستانی
الیوت استراو یک استاد دانشگاه است که برای تربیت پسرش اریک در خلوص طبیعت وحشی کانادا، از شر civilization دوری کرده است. جیمز هدرستون مارک گرانت را میفرستد تا حقوق معدنی زمین استراو را به دست آورد، زیرا ذخایر وسیع سنگ آهن در آنجا کشف شده است. گرانت در حالی که استراو در حال مرگ است به آنجا میرسد و نامهای نهایی برای پسرش نوشته است. گرانت بخشی از نامه با امضای استراو را پاره کرده و یک توافقنامه برای حقوق معدنی را با امضا جعل میکند. هدرستون که از امضای یک مرد مرده راضی نیست، تصمیم میگیرد خود به اریک استراو فشار بیاورد تا توافقنامه را امضا کند. او خانوادهاش را به تعطیلات میفرستد و خانواده اریک را به عنوان راهنما استخدام میکنند، در حالی که او را یک بربر ساده میپندارند. اریک و دختر هدرستون، فلوریا، عاشق هم میشوند، اما رابطه آنها زمانی دچار مشکل میشود که او اعتراف میکند که در مورد دلیل حضورشان در آنجا دروغ گفته است. گرانت دوباره به صحنه برمیگردد و سعی میکند اریک را مجبور به امضا کند.