خط داستانی
عموی جان دیویس، که در کوهها کشته شده، وصیتی به جا میگذارد که در آن دستور میدهد دیویس و پسرعمویش، هاوک مورگان، سرپرستان مشترک دخترخواندهاش، اثل، باشند و هر یک سهمی از یک معدن طلا که محل آن در نقشهای که با وصیتنامه به جا مانده، مشخص شده است، دریافت کنند. هاوک مورگان به غرب میآید و تصمیم میگیرد دیویس را از بین ببرد تا نه تنها تمام ثروت بلکه دختر را که عاشق دیویس است، به دست آورد. او بلافاصله برای انجام قتل دیویس اقدام میکند و هر مرحله از داستان پر از ماجراجوییهای هیجانانگیز است، قهرمان و قهرمانه از ماجراهای شگفتانگیزی عبور میکنند تا سرانجام خوشبختی خود را به دست آورند.