خط داستانی
جان آر. برادلی، یک سازنده کشتی ثروتمند، به دنبال عنوانی برای دخترش، میریم است. آقای برادلی بارون دو کاورلی، یک شکارچی ثروت را به میریم معرفی میکند. بارون به یک خواستگار مشتاق تبدیل میشود و پس از یک محاکمه کوتاه، میریم موافقت میکند که همسر او شود. آنها برای یک سفر طولانی به روی کشتی جدید آقای برادلی، کارپاتیا، حرکت میکنند. کاپیتان هیستینگز پسرش، گیلبرت، یک هنرمند جوان در حال ظهور، را به این سفر میبرد. میریم و گیلبرت دوستان میشوند و حسادت بارون برانگیخته میشود. در یک جنون مستی، بارون کشتی را به آتش میکشد.