خط داستانی
استیو جیمسون، یک کابوی، روزی در دشت یک وعده غذایی تنها میخورد که ناگهان با یک غریبه مواجه میشود. این غریبه به طور پنهانی از بوتهها بیرون میآید و به طور هیجانزده از او غذا میخواهد. این تازهوارد یک مکزیکی است و رفتار عجیب و هیجانزدهاش به استیو این احساس را میدهد که او یک فراری است.