خط داستانی
جک، یک یتیم کوچک، مشتاق است که ملوان شود و با اینکه کاپیتان راینز از پذیرش او به کشتیاش امتناع میکند، موفق میشود به عنوان یک مسافر مخفی به کشتی برود. چند روز بعد در دریا، او کشف میشود و در آستانه تنبیه قرار میگیرد که دختر کاپیتان، می، مداخله میکند. طوفان شدیدی به آنها حمله میکند و کشتی به تکههای کوچک تبدیل میشود. کاپیتان با کمک جک، یک قایق کوچک میسازد و با می، به سمت جزیرهای که به سختی قابل تشخیص است، حرکت میکنند. پس از ساعتها در drifting، بالاخره به جزیرهای میرسند که توسط یک قبیله وحشی ساکن است.