خط داستانی
این را میتوان یک کمدی از اشتباهات نامید، زیرا اشتیاق بیش از حد بسیاری از افراد سادهدل و نیکوکار آنها را در موقعیتی نسبتاً شرمآور قرار میدهد. لیلی گرین، که یک مهمانخانه را اداره میکند، نامهای از دوست قدیمیاش، پالی براون، دریافت میکند که سالها او را ندیده است. در این نامه آمده که چون لیلی هرگز دختر کوچک او را ندیده، او تصمیم دارد که دخترش را برای چند روز به دیدن او بفرستد و از او خواسته که کسی در ایستگاه قطار ساعت ۳:۴۰ به استقبال کودک برود. مهمانان لیلی گروهی از مجردهای مهربان هستند که بلافاصله آماده میشوند تا "عزیز کوچک" را خوشحال کنند و برای او اسباببازی و غیره بخرند و همچنین یک کالسکه بچه تهیه میکنند تا او را در ایستگاه ملاقات کنند. شما میتوانید تصور کنید که وقتی متوجه میشوند توتسی، به جای اینکه یک نوزاد باشد، دختری زیبا و هفدهساله است که سلیقهاش بیشتر به دروازههای باغ، خیابانهای سایهدار و گوشههای آرام میخورد تا اسباببازیها، چقدر شرمنده میشوند.