Storyline
مالک کارخانه، هلاژک، در یک نزاع دائمی با پسرش جیří است. جیří میخواهد کارخانه را مدرن کند، اما پدرش از این میترسد که ماشینهای جدید کارگران را بیکار کنند. خبر مدرنسازی کارخانه کارکنان را به دو گروه متخاصم تقسیم میکند. برای جلوگیری از ناآرامی، هلاژک به پسرش پیشنهاد میدهد که از ارث مادرش پول بگیرد به ازای ترک کارخانه. بزرگترین مخالفان جیří شامل دو کارمند قدیمی شرکت - خبرنگار مالک و حسابدار مازارا هستند...