خط داستانی
در دوران سلطنت بریتانیا در هند، ساتیاپریا آچاری زندگی ساده اما نجیبی را با پدربزرگش، ساتیاشاران، میگذراند. مادرش در سنین پایین او فوت کرد و پدرش به زهد روی آورد و به سفر زیارتی رفت و هرگز برنگشت. ساتیاپریا مهندسی میخواند و با همکلاسیاش دوست نزدیک میشود.