خط داستانی
1954. رویاباف بیقرار میشکا تقریباً به رویای خود برای بازی در یک فیلم جاسوسی دست یافته است. یک ماجراجویی جدید در انتظار اوست: او و مادرش سفری طولانی در سراسر کشور دارند تا با پدر پسر، یک خلبان، دوباره دیدار کنند. در قطار، میشکا یک جاسوس واقعی را کشف میکند و تصمیم میگیرد به هر قیمتی از ارتکاب یک شرارت مکارانه جلوگیری کند.